
غم اومده خونه ی من انگشت بردر میزنه
مهمون ناخونده ی من هر شب به من سر میزنه
این غمه که هی در میزنه، دلم براش پر میزنه
مهمون نا خونده ی من هر شب به من سر میزنه
زندگی زندون منه بعد از خدا گواه من چشم های گریون منه
ای غم بیا ای غم بیا خوش اومدی خونه ی من
یه وقت نشه هوس کنی بری از این خونه ی من
دل کوچیکه،عشق دیگه جای تو نیست
خونه کرده تو دلم غم ، دیگه مآوای تو نیست
خونه ی کوچیک تو ، تو این دل ویرونه منه
جای تو غم همیشه در رگ و خون منه
مهمون ناخونده صاحب خونه ی من
شب نشین شب تنهایی و محفل منه
مهمون ناخونده صاحب خونه ی دلم شد
شب نشین شب تنهایی و محفلم شده
:: موضوعات مرتبط:
شعر ,
عاشقانه ,
,
|
امتیاز مطلب : 63
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18