
شبها وقتی من و دل تنهای تنها می مونیم
واسه هم قصه ای از روز جدائی می خونیم
میگم ای دل ، دل آلوده ی درد اگه روزی بکشم ناله سرد
آه و نالم می گیره دومنشون رو آتیش عشق می سوزونه همشون رو
شبها وقتی منو دل تنهای تنها می مونیم
واسه هم قصه ای از روز جدائی می خونیم
تو مصیبت کشی ای دل،می دونم میون آتیشی ای دل ، می دونم
داری پرپر می زنی ، جون می کنی اینو از اشکهای چشمات می خونم
شبها وقتی من و دل تنهای تنها می مونیم
واسه هم قصه ای از روز جدائی می خونیم
دیگه دل طفلکی دیوونه شده مثل من ، در به در از خونه شده
نداره هیچکس و این دل،می دونم دیوونه ، همدم دیوونه شده
:: موضوعات مرتبط:
شعر ,
عاشقانه ,
,
|
امتیاز مطلب : 56
|
تعداد امتیازدهندگان : 17
|
مجموع امتیاز : 17